آرمان با خواندن نامه پدرش متوجه شد سامان، با وجود تمام سالهایی که از او مراقبت کرده، پدر واقعیاش نیست. در همان نامه مشخص شد هویت پدر اصلی آرمان سالها از تمام اسناد انجمن حذف شده و رازهای زیادی درباره گذشته خانواده او پنهان مانده است. دکتر وثوق نیز با بررسی مدارک موجود در خزانه فاش کرد که گزارش مرگ مادر آرمان جعلی بوده و او احتمالاً پس از آن حادثه زنده مانده است. در میان اسناد، ساعت جیبی قدیمی و نقشهای ناقص پیدا شد که جلال فهمید نیمه دیگر آن داخل گردنبندی پنهان شده که آرمان از کودکی همیشه به گردن داشته است. در حالی که افراد انجمن دیوارهای خزانه را تخریب میکردند، آرمان برای نخستین بار متوجه شیار مخفی پشت گردنبندش شد.

