داستان کوتاه

داستان کوتاه قسمت سوم عمارت راز الود
داستان کوتاه قسمت سوم عمارت راز الود

آرمان پس از فرار از عمارت نقره‌ای، با کمک پیرمردی ناشناس از راهروی مخفی به زیرزمین عمارت رسید. پیرمرد که نامش هنوز فاش نشده بود، از ارتباط دیرینه خود با پدر آرمان سخن گفت و او را با بخش دیگری از حقیقت آشنا کرد. دفترچه خاطرات سامان نشان می‌داد که مردی به نام «دکتر کامران وثوق» می‌تواند راز مرگ او را آشکار کند؛ مردی که همه تصور می‌کردند سال‌ها پیش جان باخته است. در میان وسایل پنهان‌شده، مدالی با نشان یک کلاغ و نامه‌ای مهر و موم شده نیز پیدا شد؛ نامه‌ای که روی آن نوشته شده بود: «این نامه را زمانی باز کن که دیگر به هیچ‌کس اعتماد نداشته باشی.» درست زمانی که آرمان تصمیم گرفت پاکت را باز کند، برق مهمانخانه قطع شد و صدای شکستن شیشه از طبقه پایین به گوش رسید.

21 تیر 1
داستان سریالی عمارت راز الود - قسمت دوم : فرار از گذشته، آغاز کابوسی تازه
داستان سریالی عمارت راز الود  - قسمت دوم : فرار از گذشته، آغاز کابوسی تازه

آرمان که در پایان قسمت اول در اتاقی مخفی گرفتار شده بود، با ورود مردی ناشناس از خطری مرگبار نجات پیدا می‌کند. فرار از عمارت نقره‌ای آغاز ماجرایی بزرگ‌تر است؛ ماجرایی که او را به راز مرگ پدرش، گروهی مخفی و نام مردی می‌رساند که همه تصور می‌کردند سال‌ها پیش مرده است. اما هر پاسخ، سؤال تازه‌ای پیش روی او قرار می‌دهد و سایه گذشته بیش از همیشه بر زندگی‌اش سنگینی می‌کند.

14 تیر 17
راز عمارت مه‌آلود | قسمت اول: نامه‌ای از گذشته
راز عمارت مه‌آلود | قسمت اول: نامه‌ای از گذشته

«راز عمارت مه‌آلود» یک داستان معمایی و هیجان‌انگیز درباره مردی به نام آرمان است که پس از سال‌ها دوری از زادگاهش، نامه‌ای مرموز دریافت می‌کند. فرستنده ناشناس ادعا می‌کند راز مرگ پدر آرمان در عمارتی قدیمی و متروکه پنهان شده است. بازگشت او به روستای مه‌آباد، آغاز سفری خطرناک به دل گذشته‌ای فراموش‌شده است؛ جایی که دفترچه‌ای اسرارآمیز، یک گروه مخفی و رازهایی تاریک انتظارش را می‌کشند. اما هرچه آرمان به حقیقت نزدیک‌تر می‌شود، خطر نیز به او نزدیک‌تر خواهد شد.

07 تیر 22
نظرات شما درباره داستان کوتاه
امتیاز:
آخرین مقالات